در اين زيارت، مرثيه خوان، امام زمان (عج الله تعالي فرجه) است. او كه تنها وارث به جا مانده از سالار شهيدان و خون خواه واقعي ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و آشناترين مردم نسبت به سيدالشهداست. در زيارت ناحيه، صاحب عزا از مصيبت مي گويد هيچ كس نمي تواند مانند فرزند فاطمه ابعاد اين اعظم المصايب جهان هستي را بيان كند و از سوز دل و جراحتهاي قبلي خويش پرده بردارد. به جهت اهميت گوينده زيارت است كه بر خلاف تمام زيارت هاي امام حسين(عليه السلام) كه به زمان مشهور است (عاشورا، اربعين، نيمه رجب، نيمه شعبان و....) اين زيارت به ناحيه مقدسه شهرت يافته است. مرحوم مجلسي در جلد101 بحارالانوار، كتاب المزار، در باب كيفيت زيارت امام حسين(عليه السلام) در روز عاشورا به نقل از شيخ مفيد مي فرمايد: « زياره اخري في يوم عاشورا بروايه اخري.»1

و سپس زيارت را نقل كرده، در پايان آن مي فرمايد: « بنا به قول مؤلف المزار الكبير زيارت اخري از ناحيه مقدسه صادر شده است.»2

◄ دلايل صحت انتساب زيارت ناحيه را به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) اين گونه مي توان بيان كرد:
◄ هم سويي با زيارت و ادعيه معتبر
◄ داشتن مضامين بلند و موزون
◄ امضاي علما
◄ رابطه خاص بين قيام حضرت مهدي و قيام امام حسين(عليهما السلام)

امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) اين زيارت را در كجا و چه زماني مي خواندند؟ شايد بتوان از جمله شريفه:
و بهذا القبر الملموم الموشد في كنفه الامام المعصوم المقتول المظلوم.3
به اين قبر برپا شده كه امام معصوم مقتول مظلوم در آن آرميده است.
به دست آورد كه حضرت در قبه مطهر اين زيارت را انشا كرده اند. بنابر نقل مرحوم مجلسي اين زيارت براي روز عاشورا وارد شده است و در غير عاشورا نيز خوانده مي شود زيرا بزرگان ديگري چون سيد مرتضي آن را مخصوص روز عاشورا نمي دانند.4
اينك براي آشنايي بيشتر فرازهايي از زيارت ناحيه مقدسه را بررسي مي كنيم:

فصل سلام:

زيارت، سلامهاي گوناگون بر23نفر از انبياي الهي و نيز بر نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت معصومين به ويژه اباعبدالله الحسين دارد. آوردن نام انبياي الهي يك نوع اظهار ادب به ساحت مقدس اين بزرگواران است؛ مانند فرستادن صلوالت بر محمد و آل محمد. علاوه بر آن در اكثر سلامها صلوات انبياء به خداوند متعال نسبت داده شده است.

السلام علي ابراهيم الذي حباه الله بخلته
السلام علي اسماعيل الذي فداه الله بذبح عظيم من جنته
السلام علي يعقوب الذي رد الله عليه بصره برحمته
السلام علي يوسف الذي نجاه الله من الجب بعظمته
السلام علي موسي الذي فلق الله البحر له بقدرته

بخشنده خلت و دوستي به ابراهيم، خداوندست. اين پروردگارست كه به جاي اسماعيل ذبح عظيم را مي فرستد، برگرداننده بينايي چشم يعقوب خداست، نجات دهنده يوسف از چاه پروردگارست و شكافنده دريا براي موسي، اوست.

زيارت ناحيه در تحكيم اساس خداشناسي نقش ويژه اي دارد. در اكثر سلامهاي ذكر شده اسم مبارك الله آمده است. براي اينكه مردم را به سو يخداوند متوجه ند غالباً انسانها به سبب طبيعتشان تشنه فضايل هستند و اين مسئله گاهي باعث مي شود كه صاحب فضيلت را مستقل و جدا از دهنده فضايل ببينند لذا همراه با اين عبارت، پيوسته اسم خدا ذكر شده تا مردم تحت نام انبياء متوجه خداي انبيا گردند.

يكي ديگر از بركات سلام بر فرستادگان الهي پيامبر شناسي است. چه شد كه براي ابراهيم(عليه السلام) مقام خلت آمد و او خليل الله نام گرفت؟ چه شد كه قرباني از بهشت براي اسماعيل آمد؟ زكريا كه بود و آزمايشهاي سختي كه براي او پيش آمد چه بود؟ و چگونه صبر و تحمل از خود نشان داد. آشنا شدن با مكتب و سيره انبياي الهي انسان را از فرو غلتيدن در دام گمراهان حفظ مي كند. نام پيامبران يادآور صبر، جهاد، ايثار، نوع دوستي، ظلم ستيزي و عالي ترين مظاهر بندگي است و باران رحمت الهي با اين نامهاي مقدس بر سر زاير بارش مي گيرد چرا كه فرموده اند: «عند ذكر الصالحين تنزل الرحمه.» 5

دومين بخش از فصل سلام، سلام بر معصومين و اهل بيت طاهرين است، سلام بر اصحاب كسا و امير المؤمنين و فاطمه و امام حسن، انسان را به ياد سلاله پاك سيد الشهدا مي اندازد و فضايل آن بزرگواران را در ذهن جاي مي دهد. قسمتي ديگر از سلامهاي ناحيه مقدسه، فضايي متفاوت دارد. سلام هاي مختلف بر حسين(عليه السلام):
السلام علي مرمل باالدما
السلام علي قتيل الادعياء
السلام علي ابن زمزم و الصفا...

صداي ناله هاي زينب و فريادهاي كوبنده سيد الساجدين را در لابه لاي اين سلامها مي توان شنيد. آنجا كه سيد الساجدين در خطبه اي غرا، خويش را فرزند مكه و زاده زمزم و صفا معرفي مي كند.6 آنگاه كه زينب (سلام الله عليها) آن پيكر عرق به خون برادر را مي بيند؛ اين جمله را بر زبان جاري مي كند: «هذا حسين مرمل با الدماء»7

زاير در اين زيارت شريفه معرفت به حسين (عليه السلام) مي يابد و بركات و فضايل او را هرچه بيشتر و بهتر مي شناسد، خداوند به بهاي خون حسين، شفا را در تربتش قرار داد؛ «السلام علي من جعل الله الشفاء في تربته» و دعا را در زير گنبدش مستجاب اعلام نمود؛ «السلام علي من الاجابه تحت قبته.»

يكي از سلامهاي زيباي زيارت ناحيه مقدسه اين سلام است؛ «السلام علي يعسوب الدين» عرب به ملكه زنبورها وفرمانده اي كه بردركندومي ايستد«يعسوب» مي گويد. ملكه، هر زنبوري كه بوي ناپسند دهد و بر شيره گلي بدبو نشسته باشد به كندو راه نمي دهد.8 تعبير «يعسوب» را در زيارات اميرالمؤمنين نيز داريم از اين تعبير استفاده مي شود كه مولا علي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) بر سر راه بهشت مي ايستند و هركس را كه معطر به بوي ولايت و بوي حسين نباشد به بهشت راه نمي دهند.

امام حسين(عليه السلام) «مهجه» يعني خون قلبش را به خدا بخشيد و امام زمان به اين فضيلت بر او سلام مي دهد. «السلام علي حسين الذي سمحت نفسه بمهجته» اين تعبير در زيارت اربعين نيز آمده است: «بذل مهجته ليستنقذ عبادك....» اين بذل مهجه را سالار شهيدان خود پذيرفته است.

آنگاه كه خداوند متعال در عالم ذر، بر يگانگي خود و نبوت حضرت محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و ولايت حضرت علي و يازده فرزند او (عليهم السلام) پيمان گرفت، نداي الهي به خلق اولين و آخرين رسيد كه اي مخلوقات! بدانيد و آگاه باشيد امت آخرين پيامبر، امت رحم شده اند و چون معصيت ما را به جا آورند، مستحق عذاب جهنم خواهند شد. آيا در بين خلايق كسي هست كه ايشان را شفاعت كند؟
«فهل منكم من يشتري الذنوب و المعاصي التي تصدر من الناس.»
آيا در ميان شما كسي هست كه مشتري شود و گناه را بخرد.
در اين لحظه مبارك سالار شهيدان اباعبدالله الحسين(عليه السلام) قد علم كرده و عرض كردند:
«يارب انا اشتري الذنوب و المعاصي التي تصدر عن امت جدي.»
«پروردگارا! من گناهان امت جدم را مي خرم؟»
«يا حسين فبم تشتريهم و تشفعهم و تعتقهم من النار.»
« اي حسين ايشان را به چه چيزي مي خري و شفاعت مي كني؟ و از آتش جهنم آزادي مي بخشي؟»
آن حضرت عرض كرد:

«باعز الاشيا و اغلاها متاع الدنيا قليل لكن اشتريها بنفسي و بذل مهجتي»

به محبت گران مي خرم. مال كه قابل نيست اسم ببرم؛ بلكه گناهان (امت جدم را) در عوض جان و خون قلبم مي خرم.

«يا رب بما هو احب اليك»
پروردگارا! به هرچيز كه نزد تو عزيز است.
ندا آمد:
«ما من شيء احب الي من النفس»
اي حسين! هيچ چيز عزيزتر از جان نيست.9

فصل اشك:

در اين فراز از زيارت تعابيري جان سوز از زبان حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه) در مورد جد بزرگوارشان بيان مي شود؛

النفوس المصطلمات (دلهاي پاره پاره)
المقطوع الوتين (شاهرگ بريده شده)
اجساد العاريات (بدنهاي برهنه)
اعضاء المقطعات (اعضاي قطعه قطعه شده)
الشيب الخضيب (محاسن خضاب شده)
الخد التريب (گونه هاي بر خاك افتاده)

حضرت بر بدنهاي برهنه در بيابانها كه طعمه دندانهاي گرگان بيشه شدند، سلام مي دهند از آن دندانهاي شكسته شده با چوب، ياد مي كنند. و بر آن كس كه بر سر تيرها سيراب شد، اشك مي ريزند و سپس از قلب مالامال از جراحت خود سخن مي گويند:

«سلام من قلبه بمصابك مقروح و دمه عند ذكرك مسفوح سلام المفجوع الحزين.»

سلام آنكه دلش از مصيبت تو، ريش است و اشكهايش از مصيبت تو جاري مي شود. سلام غمديده محزون، اندوه بار بيچاره.
سپس امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) بر اين مطالب تأكيد دارند كه اگر نبودند در آن صحراهاي گرم و سوزان كه در برابر شمشيرها بايستد و با خون خود از امام حسين(عليه السلام) دفاع كرده و با دشمنان جهاد كنند.

«فلئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوه مناصبا فلا ندبنك صباحا و مساء.»

اگر زمان فاصله و جدايي بين ايشان و جد بزرگوارشان انداخته است و نتوانستند با دشمنان بجنگند، مي گويد هر صبح و شام بر تو مي گريم و به جاي اشك چشم، بر تو خون مي بارم.

اگر يوسف فاطمه هر صبح و شام بر مصيبت حسين مي گريد، تو هم اي چشم، اي دل بيا همراه شو و بر اين مصيبت عظيم هر بامداد و شامگاه اشك بريز.

--------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت ها:

1. رك: مجلسي، محمد باقر؛ بحارالانوار، مكتب الاسلاميه، الميزان، چ1374، 3 هجري شمسي، ج101، ص317
2. همان، ص328
3. همان، ص324
4. همان، ص328
5. فيض كاشاني، مهجه البيضاء
6. مجلسي، محمد باقر؛ بحارالانوار، چ بيروت، ج45، ص137
7. همان، ص57
8. امير النحل و ذكرها، اللسان العرب، ذيل ماده عسب
9. رك: گل محمدي، آرمان، فريده، حسين بهشت موعود، به نقل از جامع النورين و انوار الشهاده